تبلیغات
زیست - وراثت


درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

پیوندها:

پیوندهای روزانه:

صفحات جانبی:

نویسندگان:

ابر برچسبها:

نظرسنجی:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

وراثت

نوشته شده توسط:پوریا نیکروش
شنبه 9 مرداد 1389-12:56 ب.ظ

وراثت‌ علمی‌ است‌ كه‌ به‌ بررسی‌ شباهتها و تفاوتهای‌ افراد مختلف‌ یك‌ گونه‌ می‌پردازد. بسیاری‌ از صفات‌ افراد هر گونه‌، اساس‌ وراثتی‌ دارند و در واقع‌، فرزندان‌ این‌ صفات‌ را از والدین‌ به‌ ارث‌ می‌برند؛ مثلاً رنگ‌ چشم‌ یك‌ صفت‌ وراثتی‌ است‌ كه‌ افراد گونة‌ انسان‌ از والدین‌ خود به‌ ارث‌ می‌برند. علم‌ وراثت‌ به‌ بررسی‌ شباهتها و تفاوتهای‌ افراد مختلف‌ گونة‌ انسان‌ از نظر صفت‌ رنگ‌ چشم‌ می‌پردازد.

كدام‌ ویژگی‌ صفت‌ رنگ‌ چشم‌ سبب‌ می‌شود كه‌ این‌ صفت‌ در افراد مختلف‌ از خود شباهت‌ یا تفاوت‌ نشان‌ دهد؟ با كمی‌ دقت‌، روشن‌ می‌شود كه‌ صفت‌ رنگ‌ چشم‌ می‌تواند در افراد مختلف‌، حالات‌ متفاوتی‌ از خود نشان‌ دهد و مثلاً دو نفر ممكن‌ است‌ كه‌ رنگ‌ چشمهای‌ مشابه‌ (مثلاً هر دو آبی‌) و یا متفاوت‌ (مثلاً یكی‌ آبی‌ و دیگری‌ قهوه‌ای‌) داشته‌ باشند. در واقع‌، رنگ‌ چشم‌ یك‌ «صفت‌» وراثتی‌ است‌ كه‌ بیش‌ از یك‌ «حالت‌» دارد و همین‌ ویژگی‌ این‌ صفت‌ باعث‌ می‌شود كه‌ افراد مختلف‌ گونة‌ انسان‌ از نظر این‌ صفت‌، شباهت‌ و یا تفاوت‌ داشته‌ باشند. به‌ عبارت‌ دیگر، زمانی‌ كه‌ از رنگ‌ چشم‌ و رنگ‌ مو صحبت‌ می‌كنیم‌، اینها دو صفت‌ متفاوتند. ولی‌ رنگ‌ آبی‌ چشم‌ و رنگ‌ قهوه‌ای‌ چشم‌، دو حالت‌ از یك‌ صفتند. بدیهی‌ است‌ كه‌ علم‌ وراثت‌، همواره‌ با صفاتی‌ سروكار دارد كه‌ دست‌ كم‌ دو حالت‌ متفاوت‌ داشته‌ باشند. چرا كه‌ صفات‌ یك‌ حالتی‌، قادر به‌ ایجاد «تفاوت‌» بین‌ افراد گونه‌ نیستند. در واقع‌ اگر همة‌ صفات‌ یك‌ گونه‌، تنها در یك‌ حالت‌ ظاهر می‌شد، همة‌ افراد گونه‌ از نظر همة‌ صفات‌ با هم‌ مشابه‌ بودند و دیگر علم‌ وراثت‌ به‌ وجود نمی‌آمد.

در نتیجه‌، یكی‌ از بنیادی‌ترین‌ مفاهیم‌ وراثت‌، وجود صفاتی‌ است‌ كه‌ در بیش‌ از یك‌ حالت‌ جلوه‌گر می‌شوند. آنچه‌ ما تا به‌ حال‌ «حالت‌ صفت‌» نامیدیم‌ و یا به‌ عبارت‌ دیگر، شكل‌ ظاهری‌ صفتی‌ كه‌ بروز می‌كند، اصطلاحاً «فنوتیپ‌» صفت‌ نامیده‌ می‌شود و دانستیم‌ كه‌ فلسفة‌ علم‌ وراثت‌ بر پایة‌ وجود صفاتی‌ است‌ كه‌ بیش‌ از یك‌ فنوتیپ‌ دارند.

از سوی‌ دیگر، وراثت‌ نمود ظاهری‌ رخدادهایی‌ است‌ كه‌ درون‌ سلولها اتفاق‌ می‌افتند و در نهایت‌ موجب‌ مشخص‌ شدن‌ حالات‌ صفات‌ هر فرد می‌شوند. در واقع‌، مكانیسم‌ وراثت‌، پدیده‌هایی‌ در سطح‌ سلولی‌ و ملكولی‌ است‌ كه‌ علم‌ «ژنتیك‌» به‌ بررسی‌ آنها می‌پردازد. به‌ منظور درك‌ ارتباط‌ واقعی‌ ژنتیك‌ و وراثت‌، لازم‌ است‌ كه‌ بنیادی‌ترین‌ مفهوم‌ علم‌ ژنتیك‌، یا «ژن‌» را بشناسیم‌. هر ژن‌، عامل‌ درونی‌ كنترل‌ كنندة‌ یك‌ صفت‌ وراثتی‌ است‌ كه‌ بر روی‌ ملكول‌ DNA قرار دارد. به‌ عبارت‌ بهتر، هر ژن‌، بخشی‌ از ملكول‌ DNA است‌ كه‌ یك‌ صفت‌ خاص‌ را كنترل‌ می‌كند و مثلاً هر بخش‌ از ملكول‌ DNA كه‌ صفت‌ گروه‌ خونی‌ را كنترل‌ كند، «ژن‌ گروه‌ خونی‌» است‌.

پیش‌ از این‌ دیدیم‌ كه‌ اصولاً پدید آمدن‌ علم‌ وراثت‌، به‌ خاطر وجود صفاتی‌ است‌ كه‌ در بیش‌ از یك‌ حالت‌ بروز می‌كنند. حال‌ این‌ سوال‌ مطرح‌ می‌شود كه‌ از نظر ژنتیكی‌، چه‌ عاملی‌ سبب‌ می‌شود كه‌ صفتی‌ مانند گروه‌ خونی‌، بیش‌ از یك‌ حالت‌ داشته‌ باشد؟ به‌ این‌ دو جمله‌ توجه‌ كنید:

1) هر بخش‌ از ملكول‌ DNA كه‌ صفت‌ گروه‌ خونی‌ را كنترل‌ كند، ژن‌ گروه‌ خونی‌ است‌.

2) صفت‌ گروه‌ خونی‌، دارای‌ چهار حالت‌ A ، B ، AB و O است‌. مشخص‌ است‌ كه‌ بخشی‌ از ملكول‌ DNA كه‌ گروه‌ خونی‌ A را كنترل‌ می‌كند و همچنین‌ بخش‌ دیگری‌ كه‌ گروه‌ خونی‌ B را كنترل‌ می‌كند، هر دو ژن‌ گروه‌ خونی‌ هستند. از سوی‌ دیگر، روشن‌ است‌ كه‌ این‌ دو «ژنِ گروه‌ خونی‌» با هم‌ متفاوتند؛ چرا كه‌ در غیر این‌ صورت‌، باید یك‌ حالت‌ از این‌ صفت‌ را نشان‌ می‌دادند. با این‌ حساب‌، ناچاریم‌ بپذیریم‌ كه‌ صفت‌ گروه‌ خونی‌، و صفات‌ دیگری‌ كه‌ بیش‌ از یك‌ حالت‌ دارند، توسط‌ بیش‌ از یك‌ «نوع‌ ژن‌» كنترل‌ می‌شوند.

به‌ اشكال‌ متفاوت‌ یك‌ ژن‌، كه‌ حالات‌ مختلف‌ یك‌ صفت‌ وراثتی‌ را كنترل‌ می‌كنند، «الل‌» های‌ آن‌ ژن‌ می‌گوئیم‌.

پیش‌ از این‌ گفتیم‌ كه‌ رنگ‌ آبی‌ چشم‌ و رنگ‌ قهوه‌ای‌ چشم‌، دو حالت‌ از یك‌ صفتند. حال‌ می‌توانیم‌ بگوئیم‌ كه‌ عامل‌ كنترل‌ كنندة‌ رنگ‌ آبی‌ چشم‌ و عامل‌ كنترل‌ كنندة‌ رنگ‌ قهوه‌ای‌ چشم‌، دو الل‌ از یك‌ ژن‌ هستند. به‌ عبارت‌ دیگر، رابطة‌ صفت‌ با حالت‌ صفت‌، مانند رابطة‌ ژن‌ با الل‌ است‌.

روشن‌ است‌ كه‌ صفات‌ مورد مطالعه‌ در وراثت‌ (كه‌ هر یك‌ دست‌ كم‌ دو حالت‌ دارند)، توسط‌ بیش‌ از یك‌ الل‌ كنترل‌ می‌شوند و هر یك‌ دست‌ كم‌ دو الل‌ دارند. به‌ عبارت‌ دیگر، آن‌ دسته‌ از صفات‌ در علم‌ وراثت‌ مورد بررسی‌ قرار می‌گیرند كه‌ ژن‌ آنها دارای‌ دو یا بیش‌ از دو الل‌ باشد.

نكتة‌ بسیار مهمی‌ كه‌ در اینجا وجود دارد، این‌ است‌ كه‌ چه‌ در مورد صفات‌ دو اللی‌ و چه‌ در مورد صفات‌ بیش‌ از دو اللی‌، هر فرد همواره‌ دو الل‌ (یكسان‌ یا متفاوت‌) از اللهای‌ صفت‌ را دارد. به‌ عبارت‌ دیگر، در هر فرد یك‌ تركیب‌ دوتایی‌ جور (یكسان‌) یا ناجور (متفاوت‌) از اللهای‌ كنترل‌كنندة‌ هر صفت‌ وجود دارد. به‌ این‌ تركیب‌ دوتایی‌ اللها در هر فرد «ژنوتیپ‌» فرد از نظر آن‌ صفت‌ می‌گوئیم‌. اگر دو الل‌ كنترل‌ كنندة‌ هر یك‌ صفت‌ در فردی‌ یكسان‌ باشند، فرد را از نظر آن‌ صفت‌، «خالص‌» یا «هموزیگوت‌» و در غیر این‌ صورت‌، «ناخالص‌» یا «هتروزیگوت‌» می‌نامیم‌.

به‌ این‌ ترتیب‌، مشاهده‌ می‌شود كه‌ هر فرد ممكن‌ است‌ از نظر صفتی‌ مانند رنگ‌ چشم‌ ناخالص‌ باشد و مثلاً دو الل‌ كنترل‌ كنندة‌ رنگهای‌ آبی‌ و قهوه‌ای‌ چشم‌ را داشته‌ باشد. در حالی‌ كه‌ هیچ‌ فردی‌ از نظر صفت‌ رنگ‌ چشم‌ هر دو حالت‌ آبی‌ و قهوه‌ای‌ را نشان‌ نمی‌دهد. در چنین‌ حالتی‌ (یعنی‌ در افراد هتروزیگوت‌) رابطه‌ای‌ با عنوان‌ «رابطة‌ غالب‌ و مغلوبی‌» حكم‌ می‌كند كه‌ از میان‌ دو حالت‌ مختلف‌ صفت‌، كدام‌ یك‌ بارز می‌شود. معمولاً قدرت‌ اللهای‌ مختلف‌ یك‌ صفت‌ در بروز و تعیین‌ صفت‌ نهایی‌ ظاهر شده‌ (فنوتیپ‌)، متفاوت‌ است‌. در نتیجه‌، هنگامی‌ كه‌ شخصی‌ در مورد یك‌ صفت‌ خاص‌، ناخالص‌ باشد، اغلب‌ صفت‌ ظاهر شده‌ مربوط‌ به‌ یكی‌ از دو الل‌ است‌ و به‌ نظر می‌رسد كه‌ الل‌ دیگر در تعیین‌ صفت‌ ظاهر شده‌ نقشی‌ ندارد.

در چنین‌ حالتی‌، یعنی‌ در فرد هتروزیگوت‌، به‌ اللی‌ كه‌ صفت‌ ظاهر شده‌ را تعیین‌ می‌كند، «غالب‌» یا «بارز» و به‌ الل‌ دیگر كه‌ ظاهراً در تعیین‌ صفت‌ نهایی‌ نقشی‌ ایفا نمی‌كند، «مغلوب‌» یا «نهفته‌» می‌گوئیم‌. به‌ عنوان‌ مثال‌، در مورد صفت‌ رنگ‌ چشم‌، الل‌ كنترل‌ كنندة‌ رنگ‌ قهوه‌ای‌ نسبت‌ به‌ الل‌ كنترل‌ كنندة‌ رنگ‌ آبی‌ غالب‌ است‌ و فرد ناخالص‌ كه‌ یك‌ الل‌ رنگ‌ آبی‌ و یك‌ الل‌ رنگ‌ قهوه‌ای‌ دارد، دارای‌ رنگ‌ چشم‌ قهوه‌ای‌ خواهد بود.

البته‌ وجود رابطة‌ غالب‌ و مغلوبی‌ عمومی‌ نیست‌ و در مواردی‌، ممكن‌ است‌ كه‌ این‌ رابطه‌ بین‌ دو الل‌ متفاوت‌ یك‌ ژن‌ وجود نداشته‌ باشد و اللها به‌ اصطلاح ‌ «هم‌ توان» باشند. در این‌ حالت‌، فرد ناخالص‌ صفت‌ حد واسطی‌ را كه‌ نتیجة‌ همكاری‌ هر دو الل‌ است‌، نشان‌ خواهد داد. مثلاً اللهای‌ كنترل‌ كنندة‌ گروه‌ خونی‌ A و B چنین‌ وضعیتی‌ دارند و فردی‌ كه‌ دارای‌ یك‌ الل‌ A و یك‌ الل‌ B است‌، گروه‌ خونی‌ AB خواهد داشت‌ . حال دیگر از عدم وجود رابطه غالب و مغلوبی، مثلا در رنگ گل میمونی دیده می شود. این صفت دارای دو الل کنترل کننده رنگهای قرمز و سفید است و افراد ناخالص، صورتی هستند. به رابطه این دو الل، "غلبه ناقص" می گوئیم.

بدیهی‌ است‌ كه‌ رابطة‌ غالب‌ و مغلوبی‌، چه‌ در صورت‌ وجود و چه‌ در صورت‌ عدم‌ وجود، تنها در مورد افراد هتروزیگوت‌، كاربرد دارد و این‌ رابطه‌ در افراد هموزیگوت‌ كه‌ دارای‌ دو الل‌ مشابه‌ از اللهای‌ یك‌ ژن‌ هستند، نقش‌ ندارد.

پیش‌ از این‌ گفتیم‌ كه‌ رابطة‌ صفت‌ با حالت‌ صفت‌، مانند رابطة‌ ژن‌ با الل‌ است‌. حال‌ این‌ سوال‌ مطرح‌ می‌شود كه‌ اگر قرار است‌ هر فرد از نظر هر صفت‌ تنها یك‌ حالت‌ (فنوتیپ‌) داشته‌ باشد، پس‌ فایدة‌ وجود دو الل‌ از اللهای‌ كنترل‌ كنندة‌ هر صفت‌ در هر فرد چیست‌؟

در واقع‌، هر فرد یك‌ رنگ‌ چشم‌، یك‌ رنگ‌ مو، یك‌ گروه‌ خونی‌ و... بیشتر ندارد در حالی‌ كه‌ دارای‌ دو ژن‌ رنگ‌ چشم‌، دو ژن‌ رنگ‌ مو، دو ژن‌ گروه‌ خونی‌ و ... است‌ كه‌ در هر مورد، اگر دو ژن‌ كنترل‌ كنندة‌ یك‌ صفت‌ در یك‌ فرد متفاوت‌ باشند، رابطة‌ غالب‌ و مغلوبی‌ حكم‌ می‌كند كه‌ كدام‌ حالت‌ از صفت‌ بروز كند و یا اینكه‌ حالتی‌ حد واسط‌ پدید آید.

پاسخ‌ این‌ پرسش‌ را در بحث‌ «كروموزوم‌ » و با بررسی‌ اصول‌ تولید مثل‌ جنسی‌ خواهیم‌ یافت‌.

 

(2ـ1) كروموزوم‌

 

مادة‌ وراثتی‌ یك‌ سلول‌ یوكاریوت‌، به‌ صورت‌ رشته‌هایی‌ داخل‌ هستة‌ سلول‌ قرار دارد. این‌ رشته‌ها بسته‌ به‌ مرحلة‌ زندگی‌ سلول‌، در دو شكل‌ دیده‌ می‌شوند. در مرحلة‌ اینترفاز (یعنی‌ زمانی‌ كه‌ سلول‌ در حال‌ تقسیم‌ شدن‌ نیست‌) این‌ رشته‌ها بسیار بلند و باریكند و به‌ آنها «كروماتین‌» می‌گوئیم‌. زمانی‌ كه‌ سلول‌ در حال‌ تقسیم‌ شدن‌ است‌، این‌ رشته‌ها به‌ صورت‌ قطور و كوتاه‌ در می‌آیند و در این‌ حالت‌ به‌ آنها «كروموزوم‌» می‌گوئیم‌. به‌ عبارت‌ دیگر «كروموزوم‌» و «كروماتین‌» دو حالت‌ مختلف‌ از یك‌ چیز هستند و ما از این‌ پس‌، بدون‌ توجه‌ به‌ مرحلة‌ زندگی‌ سلول‌، كلمة‌ كروموزوم‌ را در مورد آنها به‌ كار خواهیم‌ برد.


 چرا مادة‌ وراثتی‌ در سلولهای‌ یوكاریوتی‌، به‌ دو شكل‌ «كروماتین‌» و «كروموزوم‌» دیده‌ می‌شود؟

 

می‌دانیم‌ كه‌ چرخة‌ سلولی‌ به‌ دو بخش‌ «اینترفاز» و «میتوز» تقسیم‌ می‌شود. فعالیتهای‌  DNA ، یعنی‌  همانند سازی‌ و رونویسی‌  در مرحلة‌ اینترفاز، كه‌ زندگی‌ عادی‌ سلول‌ محسوب‌ می‌شود، انجام‌ می‌شوند. در مقابل‌،  در هنگام‌ تقسیم‌، مادة‌ وراثتی‌ غیر فعال‌ است‌.

از سوی‌ دیگر، واقعة‌ اصلی‌ در پدیدة‌ تقسیم‌ سلولی‌، جداسازی‌ كروموزومها از یكدیگر است‌ و كروموزومها در شكل‌ باریك‌ و بلند خود (كروماتین‌) نمی‌توانند به‌ راحتی‌ از یكدیگر جدا شوند (گره‌ می‌خورند!!). به‌ همین‌ دلیل‌، مادة‌ وراثتی‌ سلول‌ یوكاریوت‌، در هنگام‌ تقسیم‌ به‌ حداكثر فشردگی‌ خود می‌رسد تا دو نسخه‌ از مادة‌ وراثتی‌ بتوانند از هم‌ جدا شوند. ولی‌ در مرحلة‌ اینترفاز، به‌ حالت‌ بلند و باریك‌ در می‌آید تا آنزیمهای‌ لازم‌ برای‌ همانندسازی‌ و رونویسی‌، سطح‌ تماس‌ كافی‌ با  DNA  داشته‌ باشند. به‌ همین‌ دلیل‌ است‌ كه‌ می‌گوئیم‌  «كروماتین‌، شكل‌ فعال‌ مادة‌ وراثتی‌ در سلول‌ یوكاریوتی‌ است‌» . این‌ تغییر حالت‌ مادة‌ وراثتی‌ در سلولهای‌ یوكاریوتی‌، به‌ كمك‌ پروتئینهای‌  «هیستون‌»  صورت‌ می‌گیرد. 8 ملكول‌ هیستون‌، به‌ همراه‌ قطعه‌ای‌ از  DNA  كه‌ به‌ دور آنها می‌پیچد، یك‌ «نوكلئوزوم‌»  را تشكیل‌ می‌دهند.


اجزاء عمدة‌ تشكیل‌ دهندة‌ هر كروموزوم‌، یك‌ ملكول‌ بلند DNA و پروتئینهای‌ «هیستون‌» است‌ كه‌ در فشردگی‌ DNA نقش‌ دارند. نكتة‌ مهم‌ در مورد كروموزومها این‌ است‌ كه‌ تعداد آنها در هستة‌ سلولهای‌ هر گونه‌، عددی‌ مشخص‌ و ثابت‌ است‌. مثلاً در هر یك‌ از سلولهای‌ بدنی‌ انسان‌، 46 كروموزوم‌ وجود دارد.

ویژگی‌ بسیار مهمی‌ كه‌ در بررسی‌ 46 كروموزوم‌ هستة‌ سلولهای‌ انسان‌ به‌ چشم‌ می‌خورد، این‌ است‌ كه‌ این‌ 46 كروموزوم‌، دو به‌ دو هم‌اندازه‌ هستند و در واقع‌ 23 جفت‌ هم‌ اندازه‌ را تشكیل‌ می‌دهند. اصطلاحاً، اعضای‌ هر یك‌ از این‌ 23 جفت‌ با یكدیگر «همولوگ‌» هستند.

پیش‌ از این‌ گفتیم‌ كه‌ هر ژن‌ بخشی‌ از ملكول‌ DNA است‌ و بخش‌ اصلی‌ هر كروموزوم‌ نیز یك‌ ملكول‌ بلند DNA است‌. پس‌ ژنها بر روی‌ كروموزومها قرار دارند. حال‌ باید بگوئیم‌ كه‌ ژن‌ كنترل‌ كنندة‌ هر صفت‌، در محل‌ كاملاً مشخصی‌ روی‌ یك‌ كروموزوم‌ خاص‌ قرار گرفته‌ است‌. مثلاً ژن‌ سازندة‌ «گلبولین‌ آنتی‌ هموفیلیك‌» كه‌ وجود آن‌ برای‌ انعقاد طبیعی‌ خون‌ لازم‌ است‌، همواره‌ روی‌ كروموزوم‌ X قرار دارد و همة‌ افراد سالم‌ به‌ طور طبیعی‌ در قطعة‌ خاص‌ و مشخصی‌ از كروموزوم‌ X ، دارای‌ این‌ ژن‌ هستند. به‌ این‌ محل‌ خاص‌ از كروموزومهای‌ یك‌ گونه‌ كه‌ ژن‌ خاصی‌ در آن‌ قرار دارد، «جایگاه‌» آن‌ ژن‌ می‌گوئیم‌.

نكتة‌ مهمی‌ كه‌ در این‌ مورد وجود دارد، این‌ است‌ كه‌ كروموزومهای‌ همولوگ‌، در جایگاههای‌ مشابه‌، ژنهای‌ كنترل‌ كنندة‌ یك‌ صفت‌ را حمل‌ می‌كنند. به‌ عبارت‌ دیگر، اگر در جایگاه‌ مشخصی‌ از یك‌ كروموزوم‌، ژن‌ كنترل‌ كنندة‌ گروه‌ خونی‌ قرار داشته‌ باشد، ژن‌ موجود در جایگاه‌ مشابه‌ همولوگ‌ این‌ كروموزوم‌ نیز، كنترل‌ كنندة‌ گروه‌ خونی‌ است‌.

در واقع‌، هر سلول‌ دارای‌ دو جایگاه‌ برای‌ اللهای‌ هر ژن‌ است‌ كه‌ دو الل‌ یكسان‌ یا متفاوت‌ از اللهای‌ كنترل‌ كنندة‌ صفت‌ در این‌ دو جایگاه‌ قرار می‌گیرند. پیش‌ از این‌ نیز دیده‌ بودیم‌ كه‌ هر فرد برای‌ هر صفت‌ دارای‌ دو الل‌ یكسان‌ یا متفاوت‌ است‌ و تركیب‌ این‌ دو الل‌ را ژنوتیپ‌ فرد از نظر این‌ صفت‌ نامیدیم‌. پس‌ بار دیگر این‌ سوال‌ مطرح‌ می‌شود كه‌: «چرا هر فرد از نظر هر صفت‌ تنها یك‌ حالت‌ را نشان‌ می‌دهد، ولی‌ از هر ژن‌ دو الل‌ دارد؟»



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

Can better posture make you taller?
دوشنبه 27 شهریور 1396 09:09 ب.ظ
Asking questions are really good thing if you
are not understanding anything totally, except this post offers fastidious understanding even.
What is the Ilizarov method?
دوشنبه 16 مرداد 1396 11:57 ب.ظ
If you want to take a great deal from this paragraph then you
have to apply such methods to your won weblog.
lurlenehogarth.jimdo.com
دوشنبه 9 مرداد 1396 07:19 ق.ظ
I absolutely love your website.. Pleasant colors & theme.
Did you make this amazing site yourself? Please reply back as I'm looking to create
my very own site and would love to learn where you
got this from or what the theme is called. Appreciate it!
manicure
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 08:24 ب.ظ
Good answers in return of this matter with genuine arguments
and describing the whole thing on the topic of that.
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 03:21 ق.ظ
Simply desire to say your article is as astounding. The clarity in your post is simply excellent and i
could assume you're an expert on this subject. Fine with your permission let me to grab your RSS feed
to keep updated with forthcoming post. Thanks a million and please
keep up the enjoyable work.
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 02:39 ق.ظ
Hi there to every one, for the reason that I am really eager of reading this webpage's post to be updated daily.
It carries fastidious stuff.
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 12:13 ب.ظ
After checking out a number of the blog posts on your site, I honestly appreciate your technique of blogging.
I bookmarked it to my bookmark site list and will be checking back soon. Please check out
my website as well and tell me your opinion.
دانش اموز
پنجشنبه 30 بهمن 1393 07:57 ب.ظ
ممنوووووووووون از وب خوبتون
مهروماه
دوشنبه 17 تیر 1392 03:05 ب.ظ
برای ترویج هرچه ببشتر همکاری های علمی و آموزشی با انتشارات مهروماه،مبتکر شیوه های نوین در زمینه کمک درسی کنکور؛میتوانید به سایت ما به نشانی www.mehromah.irمراجعه کنید
دوشنبه 17 تیر 1392 03:02 ب.ظ
برای ترویج هرچه ببشتر همکاری های علمی و آموزشی با انتشارات مهروماه،مبتکر شیوه های نوین در زمینه کمک درسی کنکور؛میتوانید به سایت ما به نشانی www.mehromah.ir مراجعه کنید
zahra
یکشنبه 29 بهمن 1391 09:06 ب.ظ
قالبت زشته ولی کلا وبت بد نیست .
رضوان
دوشنبه 22 شهریور 1389 03:35 ب.ظ
سلام وبلاگت خیلی جالبه.
خوشحال میشم بهم سربزنی
پاسخ پوریا نیکروش : ممنون رضوان جون توهم بلاگ قشنگی داری ادامه بده خوشحال میشم با هم اشنا بشیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر